عرض شود که
ایران در جای مهمی قرار دارد. دعوا بر سر لحاف ملاست (بخوانید تنگه انرژی) وگرنه هسته ای و حقوق بشر برای جهانیان کشک است. الان به انرژی هسته ای گیر داده اند. پس فردا یه انرژی بادی گیر می دن که یه وقت بادی ازمون در نره. ما هم که می خوایم کلا خیلی چیزها رو به خیلی جاها صادر کنیم. این رو داشته باشید و خیلی هم خوش به حال نشید.

اما بعد
این داستان هسته ای تازه اول ماجرا بود که می تونست به جاهای خیلی باریک تری بکشد. از تحریم که یک قضیه تکراری و البته دردناک است بگیرید تا جنگ جهانی سوم (که اصلا خنده دار و دور از ذهن نبوده و بسیار هم محتمل بود و اگر جهانی نمی شد لااقل منطقه ای می شد و بعد هم توسط سربازان گمنام گسترش پیدا می کرد و بعد هم خر بیار و باقالی بار کن.)

ولی
با درایت افرادی مثل ظریف و دست اندرکاران پشت سرش از یک طرف و مردونگی افرادی مثل اشتون (بعله درست خوندید.) در ابتدا و کری در ادامه و عزم پشت سری هاش بالاخره نات اونلی به جای باریک نکشید بات آلسو خیلی هم ختم به خیر شد. هر جند بعدا چنان شد که شد.

نتیجه
این توافق از مساله ای مانند صلح خاورمیانه (غرفات با بعضی ها) خیلی مهم تر بود و در این داستان دماغ خیلی ها از جمله اعراب و اسراییل و نامردهای داخلی و خارجی سوخت.
پیشنهاد می کنم که

ظریف و کری به عنوان کاندیدای صلح نوبل معرفی بشن.

فقط بالاغیرتا اگه جایزه رو گرفتن یه مبلغی مثلا ۱۰۰ هزار دلار به من بدن که بدم به بابام که این پیشنهاد اساسا فکر و ایده ایشون بوده.

موافقید؟