بهره گیری از حالت Recovery و DFU برای آیفون، آی پد یا آی پاد

چگونه دستگاه را به Recovery Mode ببریم؟
۱- دستگاه را خاموش کرده و کابل را از آن جدا کنید.
۲- دکمه Home را نگاه دارید.
۳- در همان حالتی که دکمه Home را نگاه داشته اید، دستگاه را را با کابل به رایانه متصل کنید.
۴- بدون رها کردن دکمه Home منتظر نمایان شدن علامت کابل + لوگوی برنامه […]

By |شهریور ۲۹ام, ۱۳۹۱|فن آوری اطلاعات و ارتباطات|۲ Comments

سکه

بر اساس یک داستان کاملا واقعی
نمای داخلی، روز، ساعت ۱۲:۱۵ ظهر
تلفن زنگ می زند. مردی گوشی را بر می دارد. فردی از آن سوی خط از او می خواهد که سه عدد سکه بهار آزادی طرح جدید را از منزل وی که یک کوچه پایین تر است دریافت کرده و در صرافی یک خیابان بالاتر […]

By |شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۱|داستان کوتاه|۰ Comments

قبیله لیلی

یک ربع پیش از رادیو پیام ترانه زیبایی شنیدم.
با یک جستجو، متن، اصل آهنگ و اطلاعات آن را یافتم.

عنوان: قبیله لیلی
خواننده: عباس مهرپویا
آهنگساز: عباس مهرپویا
ترانه سرا: پرویز وکیلی
آلبوم: قبیله لیلی
ناشر: آوای چنگ

متن ترانه:
تو از قبیله لیلی، من از قبیله مجنون
تو از سپیده و نوری، من از شقایق پرخون
تو از قبیله لیلی، من از قبیله مجنون
تو […]

By |شهریور ۱۹ام, ۱۳۹۱|دلنوشته|۲ Comments

صدف

صدف را اگر کف اقیانوس بگذاری
صد هزار سال هم که باشد
فرقی به حالش نمی کند
زیر آشغال دفنش کنی
یا برای خوش شانسی به گردنت بیاندازیش
یا از آن به جای توپ هاکی استفاده کنی
فرقی به حالش نمی کند
جیم صدایش کنی یا فرانک یا نل
فرقی به حالش نمی کند
از لاکش زیر سیگاری درست کنی
یا در قطار و هواپیما
با […]

By |شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱|دلنوشته|۰ Comments

تنها پرنده شهر

پرنده ها در زمستان به سمت جنوب پر می کشند.
اما یک پرنده عجیب به سمت شمال پر می کشد.
حالا بالهایش یخ کرده و نوکش به هم می خورد. تلیک تلیک.
سرش را از زور سرما بالا و پایین می برد و می گوید:

نه! خیال نکنید که برف و سرما و باد و بوران را دوست دارم.
نه!
اما بعضی وقتها […]

By |شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱|دلنوشته|۰ Comments

یک خاطره قدیمی

این مطلب مربوط به بهمن ۱۳۸۲ می باشد که در وبلاگ باشگاه سیب نوشته شده بود. (اون هایی که یادشونه می دونن کی نوشته بود!) فقط به خاطر حس نوستالژیک غوغایی که بر پا شد دوباره منتشرش می کنم. خودم که حال کردم اساسی!

———-
با توجه به اینکه صابخونه می خواد اداره کشفیات رو تعطیل کنه […]

By |شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۱|دسته‌بندی نشده|۰ Comments

عمو استیو! مبصر

یکی بهم گفت شما همیشه مبصر منی!
طرف فیلم زیاد می بینه. فکر کنم دیالوگ رو از وثوقی کش رفته بود!

حالا یکی دیگه پیدا شده می گه اگر من زوکربرگ باشم، شما استیو جابزی!
عجب دنیایی شده ها! حالا کاری ندارم به استیو جابز که کارش درست بوده یا نه. (که به نظر من بوده.) مساله اینه […]

By |شهریور ۱۴ام, ۱۳۹۱|دری وری|۰ Comments

بابل – دو نفر! نبود؟؟؟

اولندش که هر کی …شو داشته باشه و جمع کنه و بعد از من بیاد باید بین ۵۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار حق الکشف به من بده. هر کی هم … داشته باشه و جمع کنه اما بره جای دیگه مثلا لاهیجان باهاس باز هم بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار به من حق ال… بده که […]

By |شهریور ۱۲ام, ۱۳۹۱|دسته‌بندی نشده|۰ Comments

مالبورو اسموک

مردی وارد بقالی شد و به فروشنده گفت: آقا مارلبورو اسموک دارید؟
فروشنده که به پشت مغازه رفته بود تا برای من چند بسته دستمال کاغذی بیاورد از همان جا با صدای بلند پاسخ داد: نه آقا!
مرد در حالی که بیرون می رفت به آرامی به من گفت: می بینی … کش رو؟ داره اما فکر […]

By |شهریور ۸ام, ۱۳۹۱|داستان کوتاه|۰ Comments