کوی بی نشان

ای غم ای همدم‬.‫ دست از سر دل بردار‬.
‫
ای شادی يک دم‬،‫ مرهم به دلم بگذار.
دل جای شادی ست‬،‫ از غم شده ام بيزار
.
ای غم بيرون رو اين خانه به او بسپار.

با اين خانه ی تنگ 
با اين پاره ی سنگ
با اين دل چه کنم؟ 
اين آلوده ی رنگ.
دلااااااا 
‬با‫ل مرا چرا شکستی؟ 
پَر نزدی به گِل نشستی. 
پَر نزدی ….
تو دريا بودی. 
ز چه رو چون مردابی؟ 
ای دريا تا کی، 
ز نسيمی بی تابی؟

دل به دريا بزن در شبِ طوفان. 
تا به کی سر زدن بر درِ زندان؟ 
تا کِی تنهايی ……؟
برخيز و پرگشا. 
در آسمان رها. 
تا کوی ناکجا. 
کوی بی نشان
کوی آشنا

‫ای غم ای همدم‬.  دست از سر دل بردار .
ای شادی يک دم ،  مرهم به دلم بگذار.
دل جای شادی ست‬،  از غم شده ام بيزار
.
ای غم بيرون رو اين خانه به او بسپار.

ای دل زین غم ها تنها غم او بگذار
[…]

By |اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۰|دلنوشته|۰ Comments

خوش آمدید!

این سایت در دست تکمیل و بهینه سازی است و به زودی به روز رسانده خواهد شد.

By |اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۹۰|دسته‌بندی نشده|۰ Comments